حرف های من با خودم

 

1.

سرم درد می کند. سرگردانم . همینطوری توی صفحه ها می روم بالا می آیم پایین . بدترین چیزی که ممکن است برای من در مورد کار پیش بیاید این است که مجبور باشم چیزی را بخوانم که دوست ندارم ! حالا این چیزی که مجبورم بخوانمش 109 صفحه است. انگلیسی است و ادبیاتش به شدت افتضاح است. یک آدمی هم که خیلی زبان نمی دانسته این را نوشته !

سرم دارد از درد می ترکد ...

2.

یک عالمه نامجو برایم کپی کرده . دلم برای سه تارم تنگ شده ......

3.

گوشی توی جیبم می لرزد.اس ام اس آمده است. همینجوری که توی کلاس راه می روم گوشی را می گذارم روی میز. یک حس ِ لعنتی می آیدسراغم . می روم سمت میز . یواشکی گوشی را باز می کنم. رنگم می پرد. دستم می لرزد . دوباره می خوانم . چشمهام درست نمی بینند. بچه ها توی کلاس همهمه می کنند.یکی از آن وسط می گوید چیزی شده استاد. سعی می کنم نفس ِ عمیق بکشم.سرم را تکان می دهم که نه. دعا می کنم . باید خودم را آرام کنم. شاید اشتباه خوانده باشم. دوباره گوشی را باز می کنم. حالا آرام ترم. نوشته بابای مهناز به رحمت خدا رفته. کاش خودت رو برسونی. و من بار اول اصلا کلمه ی مهناز رو ندیدم. .......این روزها تلفنم که زنگ می خورد دلم هُری می ریزد. نمی دانم چرا. ....

4.

باید بروم کلاس .. چقدر حرف دارم من با خودم.....

/ 5 نظر / 16 بازدید
فاطی

سلام خانوم معلم...چی شده؟ با خودت حرف بزن راحت شی عزیزم

مهدی سواری

درود عکس های جالب و اخبار انگلیسی و جوک و اس ام اس و داستان های کوتاه انگلیسی و شعر و زندگی نامه خوشحال میشم به وبلاگ من سر بزنید [گل]

مجال

منم این حس نگرانی رو همیشه دارم...

مرضي

1-واالي خدا صبرت بده 2- يك وقتي براش بزار خوب 3- واي از اين بي دقتيهاي خودم 4- از اين حرف زدن با خودم خسته ام خيلي[ناراحت]

چای سبز

[ناراحت] يه روز هم خبر مرگ ما رو با اس ام اس واسه همديگه ميفرستن!