ببينم

دل شما هم همينقدر كه دل ِ من برايتان تنگ شده بود تنگ شده است ؟

چه خبر است توي وبلاگستان ؟‌ خبر ها را نمي گويم ها . خبر ها را مي خوانم . روزمرگي ها را نمي گويم .شماها را مي خواندم . مگر مي شود وبلاگ خواندن را ترك كرد ؟

مي خواندمتان . در سكوت .

مي خواندمتان . حالا شايد نه هر روز و هر ساعت ...

مي خواندمتان. در سكوت. انگار كه نيستم . انگار مُرده ام و روحم دارد روي روزمرگي هايتان پر پر مي زند و مي بيند و مي خواند و حس مي كند.

يكي نيست بيايد بگويد چه خبر است توي اين شهر شلوغ ِ وبلاگستان ؟

با شماهام.

.

.

 

حرف آخر :‌

انگاري قانون پينگ كردن هم عوض شده ؟!‌ ها ؟!

آدرسمان هم كه عوض شده !‌ ( انصافا اين را همان موقع ها فهميده بودم . خوب دلم براي خودم هم تنگ مي شد. )

/ 13 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
الهه عشق

سلام دوست عزیز بلاگ من آپه با یه خبر جدید جدید حتما سر بزنی در ضمن بلاگ قشنگی داری موفق باشید

ايرانی

http://www.fireonquran.com تصمیم گرفتم که قرآن را به آتش بزنم تا زمانیکه حکومت دیکتاتوری اسلامی ایران: 1. متعهد به قوانین اعلام شده در اعلامیه جهانی حقوق بشر نباشد 2. اعدام ها را متوقف ننماید 3. دانشجویان و مخالفان سیاسی را از زندان آزاد نکند 4. عدالت و انصاف را به سیستم قضایی کشور و جامعه بازنگرداند من اعتقاد دارم، نافرمانی دینی راه حل ما برای نجات کشور از دست طبقه ملای اسلامی حاکم می باشد. آنها در حالی اسلام را دین صلح و آزادی معرفی می نمایند در حالیکه در واقع با این تعریف ریاکارانه بر مردم جفا می کنند. بنابراین تا زمانیکه این ریاکاری در ایران در جریان است، این آتش بر قرآن خواهد بود. پیشنهاد من این است که هر کسی در هر شهر و خیابانی قرآن ها را به آتش بکشند و در شهر رها کنند تا پیغام این مبارزه برای آزادی از حکومت دیکتاتوری اسلامی موجود، به همگان برسد.

مجال

ما که دلمون خيلی تنگ شده بود.به کلبه خودت اگه سر می زدی می ديدی خيل عظيم دلتنگاتو:)

وبلاگت اونقدر که جزو جالب ترین وبلاگهای پرشین بلاگ باشه نیست .

شهر منتظر

اگه مطالب پزشکی و علمی می خوای ... اگه دوست داری در مورد داستانهای جهان چيزی بدونی ... اگه دداستان دوست داری ... Shahremontazer.persianblog.ir يادت نره ها...

!

مورچه رو تصور کن ! تصور کردی ؟ پای مورچه رو تصور کن ! تصور کردی ؟ جوراب پای مورچه رو تصور کن ! تصور کردی ؟ سوراخ جوراب پای مورچه رو تصور کن ! تصور کردی ؟ ... .. . حالا دل ما رو تصورکن ! تصور کردی ؟

farshid

سلام وبلاگ خوبی دارید امیدوارم موفق باشید

Melikbaba

چقدر دیر آمدی . اشکال این وبلاگ و وبلاگ نویسا هم همینه که نگرانیت فقط واسه خودت می مونه و تخیلاتت . چی شد ؟ چه اتفاقی واسش افتاده ؟ پس کجاست ؟ شاد زی

باران

قشنگ بود البته من از پست قبلی بيشتر خوشم اومد...خيلی لطيف بود.... ممنون اميدوارم دلتان بارانی باشد اما چشمانتان خير..!