من مرگ را ديده ام

b49v8l.jpg

  

غافلگير شده ام .

اين بازي را با تو شروع كردم . به تو اعتماد داشتم .رقيبم بودي . رفيقم بودي . عزيزم بودي . مي دانستم تجربه كردن هر چيز ِ نو با تو زيباست  حتي دنياي مجازي . اسم اينجا را با هم انتخاب كرديم . قرار شد به ديگران نگوييم كه ما دوستهاي بسيار صمصيمي حقيقي هستيم .

حالا

حالا كه تو نيستي ،

من با چشمهاي ِ خودم ديدم كه تو را مي برند ....ديدم ...ديدم و توان نوشتن اش را ندارم ....قرارمان اين نبود دختر ،‌ قرارمان اين نبود ....

باورم نمي شود ...مي داني ...اينها ،‌اين آدمها نمي دانند ....مي گويند جسدش را ببيني باورت مي شود...باورم نمي شود....بغلت مي كنم ....باورم نمي شود....تو را ميان همهمه و شيون مي برند ...كشان كشان خودم را به ماشين مي رسانم ...توي ِ‌تمام راه تو با مني ...خودم را مي بينم و تو را كه خندان اولين حقوقمان را در يك نيمه روز خرج كرديم . فروشگاه شهروند را مي بينم و تو كه مي خندي و لابه لاي قفسه ها براي ِ كدبانو شدن ِ من دنبال راه چاره يي ...تو را بي لبخند نمي بينم . ....

همين طور اشك مي ريزم و مي گويم باور نمي كنم.  مادرت تا من را مي بيند بيهوش مي شود ....مي ترسم ...نمي دانم چرا نمي توانم نگاهش كنم . فرار مي كنم ....مي روم يك گوشه روي پله هاي نماز خانه ي بهشت زهرا مي نشينم . توي خودم گره مي خورم ....سردم است . هوا پر از خورشيد از است ....باد مي آيد و من سردم است ...مادرت پيدام مي كند ....بغلش مي كنم .....همينجوري سر تا پايم را مي بوسد ...مرا كه بو مي كشد و مي بوسد همه گريه مي كنند .....بعد خواهرهات .....چقدر الهام شبيه تو شده .....پاهام سست مي شود .. به ديوار تكيه مي كنم و مي نشينم ....مادرت را مي برند ....

باورم نمي شود....قرارمان اين نبود لعنتي .....قرامان اين نبود ...

يكي يك تابلوي كوچك دستش است . رويش اسم تو را نوشته اند . ... بعد مردها مي آيند و بلندت مي كنند . تو پشت ِ‌اسمت به راه مي افتي ...من پشت ِ‌تو ....مي دوم ...راه مي روم ...نمي دانم . يك خانمي كه نمي دانم كيست خودش را تكيه گاهم كرده كه بتوانم راه بروم ....پاهام را روي زمين حس مي كنم و نمي كنم . ...

باد مي آيد ....گلاب مي ريزند روي تو .....من روي زمين نشسته ام . سر تا پا خاكي و خسته ....برادرت ...بيچاره برادرت ....

.....

........

ادامه دارد ....

 

حرف آخر:

دلم مي خواست طولاني ترين مرثيه دنيا را برايت اينجا مي نوشتم . دلم مي خواست دستهام به خدا مي رسيد...يقه اش را مي گرفتم و مي پرسيدم چرا ....دلم مي خواست مي مردم و اين روزها را كه بايد از نبودنت اينجا بنويسم نمي ديدم...آنقدر خسته ام كه نمي توانم براي بودن يا نبودن اين كلبه تصميم بگيرم .

 

پ.ن :

من به اين حرف ها اعتقاد ندارم.

من خدا را يكي از همين روزها ميان ابر و باد و تاريكي گم كرده ام .

من با خدايي كه مي گويند در اين نزديكي است و حرف هام را نمي شنود قهر ِ قهرم .

شماها اگر اعتقاد داريد ...براي آرامش و شادي ِ روح اش دعا كنيد.

/ 37 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير مهدی

سلام به تو که گلی و مطالبی باحال مثل خودت مينويسی من تازه وبالگم را نو شته ام بيا نظری بده سودی ببريم

سارا (مامان پارسا)

ابراز همدردی منو بپذيريد. همه آدمها يه جورايی مرگ رو ديدن و غم از دست دادن يه عزيزی رو حس کردن . اميدوارم با شاديهايی که با هم داشتيد خوس باشی و اعتقاد داشته باشی که باز هم روزی ميرسه که همديگر رو می بينيد

نيلوفر

خيلی خوشحال ميشم از وبلاگ من ديدن کنيد. و به دوستانتان هم معرفی کنيد.

طاها

سلام خدا همه ی حرفای تو رو ميشنوه .من جايی شنيدم خداوند در آخرت به ازای آرزو های تحقق نيلفته ات در دنيا چيزی به تو می دهد که هزاران بار آرزو می کنی ای کاش هيچ يک از آرزوهات برآورده نمی شد

سارا

درود مطالب وبلاگت رو خوندم زيبا اما غم انگيزه منم از دست دادن پدرم رو تجربه کردم باور مرگ سخته ميدونم اما خدا هست همه جا هست و تو قلب ماست مطمئن باش مصلحتی در کار بوده برا ارامش روح دوستت صلوات ميفرستم

صاحب فراموش خانه

سارا! وای سارا... سارا دردت به جان دل من.. سارا...

نيکا

سارا جونم تو ...تو عشقتو ازدست دادی توروخدا واسه من دعا کن عشق من ... اون الان به دعات به دعای همتون نياز داره سارا جونم خواهش ميکنم خدا من نميتونم طاقت بيارم سارا ميفهممت عزيز دلم سارا واسش دعاميکنم تو هم دعا کن دعاکن من از دستش ندم من ميميرم

محسن

Dont grieve. Anything you lose comes around in another form. (RUMI... Great Poet Iranian) با عرض تسليت و آرزوی رحمت واسعه الهی برای عزيز مسافر وصبرهمراه حکمت برای شما و همه بازماندگان. مرگی که بیشتر انسانها از آن هراسانند و نصيب قطعی تمام موجودات می شود چبزی نيست جز کلام موزون حضرت علی ع که از حدود ۱۴۰۰ سال قبل در گوش زمان و مکان یادگار مانده : بنتقلون دار الی دار؟ بعنی جابجائی و اسباب کشی از خانه ای به خانه ی ديگر است و بس. و چقدر بد است ما آدمها معمولا زود رفتگان را از ذکر خبر و دعا و... فراموش کنبم. و چقدر بعضی بی ذوق با بی احساس هستند که در اوج غم و غصه ی ديگران دنبال خوشی و پبشنهاد سود و (سوء نخونیدا ؟؟)... خودشان هستند(نگاهی به بعضی پبامهای دلداری ابن صفحه بفرمائبد)!!؟ ««««« زنده باشید انشاءالله ««««« http://360.yahoo.com/mahbob36

کاميار

web loge ghashangi darid be web loge man ham sar bezanid www.ka_maleki.persianblog.ir.. www.ka_maleki.persianblog.ir.. www.ka_maleki.persianblog.ir..

سالاريان

www.salarian.ir سلام از سايت شخصی من ديدن کنيد(سايتهای گوناگون -بازی های game online-ورزشی و.....) با تشکر