....

اینجا هم با من بازیش گرفته. این لعنتی ها هم نمی دانند حالا وقت خانه تکانی و عوض کردن دم و دستکشان نیست.
خوب ! پُرم از بغض.

وقتی قرار است بد بیاوری، آسمان هم حتی روت هوار می شود.از در و دیوار هم که لابد باید ببارد.. 
خدایا
خسته ام کردی. تکلیف خودت را با من روشن کن. تکلیف من با تو که انگار هیچ وقت روشن نمی شود.
آهای
با توام
دست بجنبان.....دارد دیر می شود.

خدایا
چرا دیگر دوستم نداری ؟
 

/ 0 نظر / 7 بازدید