برای تو

بوی تو می آید ......بوی تو می آید و من می دانم که خیال می کنم تو آمده یی .....بوی تو می آید و من می دانم این فقط وقتی ممکن است که من مرده باشم......
خوابم انگار . دستت رو گذاشته یی روی پیشانی ام و می گویی تب داری ها ...می دانم تب دارم.
خواب ام یا بیدار... نمی دانم.....
می گویم بگذار بخوابم. می ترسم بروی و نیایی . یک دردی ،‌یک حس عجیبی توی تمام وجودم می رود و می آید. تب دارم. خوابم می آید. تو هستی . بوی تو هست. سردی دستهات را روی صورتم حس می کنم.
خواب ام یا بیدار... نمی دانم....دستت را می گیرم توی دستم. سفت ِ سفت. می گویی خیلی تب داری. می گویم قول بده بمانی....خوابم می آید ...خسته ام....قول بده ......می ترسم بروی. خوابم می آید. تب دارم. گیج ام....
دستت را می گذاری روی لب هام و می گویی هیس....بخواب ....من اینجام ....
می گویم حرف بزن. صدام را خودم هم به زور می شنوم ....نگاهم می کنی. می گویم حرف بزن و چشمهام سنگین تر می شود....
 
خواب ام یا بیدار... نمی دانم.....
آرامم.....خیلی آرام.... انگار روی ابرها خوابیده باشم....تنم درد نمی کند ...سردم نیست ....سرفه هام قطع شده.....چشم هام هنوز بسته اند....فکر می کنم چقدر همه چیز خوب است....تو هستی ...تو هنوز هستی ....
آرام آرام دستم را تکان می دهم.
 می ترسم چشم هام را باز کنم.
می دانی ...
 
.....


خدایا
چرا نمی شود مردن را فهمید.
چقدر دلتنگ ام من......
حالا بیدارم ....
تب دارم
و بعض امانم نمی دهد..

/ 14 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

خوشگل بود. اما باز غمگین. غم داری هنوز. چرا؟ چرا ردیف نمیشی. تمپلت قبلیت هم قشنگ تر بود. زنده تر بود..... تو بنویس. هر چی نوشتی بنویس. غمگینت هم بهتر از سکوتته.

امید

سلام. وبلاگ خوبی داری. موفق باشی. به من هم سر بزن خوشحال میشم. اگه با تبادل لینک موافق بودی بهم خبر بده. خدانگهدار. http://www.nosazi.tk

مرتضی

سلام عزیزم. وبلاگ قشنگی داری . موفق باشی وقت کردی یه سری هم به من بزن.[گل][گل][گل]

کوثر

چه دریایی میان ماست، خوشا دیدار ما در خواب،چه امیدی به این ساحل، خوشا فریاد زیر آب،خوشا عشق و خوشا خون جگر خوردن، خوشا مردن، خوشا از عاشقی مردن...

دانشجو

سلام زیبا بود [گل] سر نمی زنی ؟ آپیمااااااااااااااااااااا[بغل]

دانشجو

آدرس اشتباه بود[زبان][خجالت]

دانشجو

بده تعداد کامنتات بره بالا[زبان][چشمک]

مجال

کجایی سارا خانم..چرا نمی نویسی ؟ چرا حال و هوات تغییر کرده؟...