دلم مي خواهد عيد بيايد . زودِ زود . آنقدر زود كه مثلا امشب بخوابم فردا عيد باشد. دلم مي خواهد ساعت ِ تحويل سال ِ نو هم نصفه شب باشد . از عيد هاي ظهر و صبح اصلن خوشم نمي آيد. سنبلم هم كه توي اسباب كشي نمي دانم چه شد. راستي بروم ببينم پيازش را پيدا مي كنم؟‌

 

 

حرف هاي آخر :

مي خواهم بروم براي خودم لباس بخرم. باران كه مي بارد پر مي شوم از شور و حس زنده گي.

خوب .

من خوبم .

مي بينيد كه ، برگشته ام سر جاي اولم . مثل قديمها . پر حرف .....پرم از خاطره هاي گفتني.

 

/ 7 نظر / 7 بازدید
عسل

شايد چون هميشه فکر می کنيم که عيد بهترين فرصت برای از نو شروع کردن است.هر وقت که می خواهيم دوباره بلند بشيم و خطاها رو صفر کنيم هوس عيد می کنيم!

fati

خوشحالم که خوبی

كوثر

هوم! ساراي من با انتظار برگشته. چه خوب. انتظار نشات گرفته از اميده و بهتر از اميد هم مگه هست؟ ما هم منتظر به روز شدن مرتب اينجاييم

تلخک

سر جای اولت

رضا

خوشحاليم که دو باره برگشتی. سر بزن.

مجتبی

خوبه برام پيام بفرست